قهرمان «زنانی که از ریشه می‌رویند» انسان  بی‌اصالت جامعه مدرن است
قهرمان «زنانی که از ریشه می‌رویند» انسان  بی‌اصالت جامعه مدرن است
روزنگار: قهرمان داستان «زنانی که از ریشه می‌رویند» انسان خسته و بی‌اصالت جامعه مدرن است. انسانی که زیر بار زندگی صنعتی له شده و دیگر خودش و اصالت وجودش را به یاد نمی‌آورد و ارتباطش با مادر - زمین قطع شده است.

شارون بِلَكی، در طول كتابِ «زنانی که از ریشه می‌رویند»، خواننده را با خود وارد پويشي برای پيدا كردن جايگاهش در جهان می‌كند.

او در فصول مختلف كتاب با الهام از اساطير بومي و زنان معاصری كه توانسته‌‌اند با پيدا كردن ريشه‌های اصيل خود، جايگاه حقيقی خود را در اجتماع پيدا كنند و در تعيين سرنوشت جهان نقش داشته باشند، خواننده را با خود همراه می‌كند.

«زناني كه از ريشه می‌رويند» كتابی زيبا، صادق و تاثيرگذار است و آوازی است در ستايش زنانگی اصيل كه زنان را به بيداری و كشف قدرت وجودی‌شان فرا می‌خواند. برای خوبی خودشان و برای خوبی زمين در احتضار.

این کتاب توسط ندا صابری ترجمه شده است.

وی در گفتگو با خبرگزاری کتاب درباره این کتاب توضیح داده است:‌ یکی از منظرهایی که این کتاب را می‌شود مورد بررسی قرار داد استفاده از کهن‌الگوها و اساطیر هست. اما فرق عمده‌ای که این کتاب با کتاب‌های مشابه از جمله نویسندگان یونگ دارد (که خودم هم جز علایقم هست و دو کتاب در موردشان ترجمه کرده‌ام) این است که اغلب آن‌ها به اساطیر و کهن‌الگوهای یونانی و رومی استناد کرده‌اند که مربوط به دوران پدرسالاری می‌شود.

وی می‌گوید:‌اساطیر و کهن‌الگوهایی که خانم بلکی در این کتاب به آن‌ها استناد می‌کند به دوران قبل از مسیحیت و تمدن سلت‌ها باز می‌گردد که با تقسیم بندی‌هایی که ما برای زن و مرد می شناسیم متفاوت بوده است.

صابری درباره دوران سلت توضیح داده است:‌ این دوران، دورانی است که زنان نقش حافظ و نگهدارنده زمین، محافظ چشمه‌ها، حمل‌کننده جام، تصمیم‌گیرنده در انتخاب پادشاهان و بافنده سرنوشت داشته‌اند. قوانین حاکم بر آن‌ها و دیدگاه شان اساسا با اساطیر یونانی و رومی متفاوت است و با مرکزیت حفاظت از زمین و طبیعت شکل گرفته است. مسئله دقیقا این است که آن‌ها بر خلاف الهه‌های یونان و روم جایگاه تکریم و ستایش نداشته بلکه دارای نقش‌های محوری و کلیدی در ارتباط با طبیعت و تصمیمات بزرگ بوده‌اند. دوشیزگان محافظ چشمه‌ها و پیرزن عنکبوتی دو نمونه از آن‌ها هستند.

پیش از حمله رومی‌ها و استقرار مسیحیت، در قسمت‌هایی از اروپا که امروزه آن‌ها را به عنوان کشورهای انگلیس، ولز، ایرلند، اسکاتلند و برتانی می‌شناسیم اقوامی کشاورز و صنعت‌گر به نام سلت‌ها زندگی می‌کردند. آن‌ها فرهنگ، آیین، زبان شفاهی و اساطیر مخصوص به خود داشتند که با لشکرکشی رومی‌ها این فرهنگ به مرور از بین رفت و فرهنگ مسیحی جای آن را گرفت. یکی از چالش‌های ترجمه این کتاب اساطیر و آیین‌های سلتی بود که منبع کاملی برای آن وجود نداشت ولی خوشحالم که مخاطب فارسی‌زبان از طریق این کتاب با این فلسفه  ناب آشنا می‌شود.

به گفته صابری ترجمه این کتاب حدود ۸ ماه طول کشید.

این کتاب با کارهای قبلی  و کاری که پس از آن ترجمه کردم چند تفاوت عمده دارد. اول این که کارهای قبلی من از نویسندگانِ یونگینِ مرد بود که سال‌ها آثارشان را مطالعه کرده بودم و جهان‌بینی و زبانشان را می‌شناختم. اما این کتاب اولا نویسنده‌اش یک خانم بود که سفر قهرمانی زن را توضیح می‌داد و به سفر قهرمانی‌ای که جوزف کمپل معرفی می‌کند ابعاد جدیدی اضافه می‌کرد. چالش بزرگ کتاب همانطور که گفتم اساطیر و نام‌های سلتی بود که نه تنها معادلی برای خیلی از آنها وجود نداشت، بلکه حتی تلفظ آن‌ها هم بسیار از زبان انگلیسی دور بود. با این وجود این کتاب تاثیر بسیار عمیقی روی من گذاشت و شاید به همین دلیل به طور ناخودآگاه ترجمه‌اش را طول می‌دادم تا تحولی که با خواندنش به من دست داده بود کامل بشود. یک شجاعت و عشق عجیبی در من به عنوان اولین خواننده‌اش ایجاد کرد که مطمئنم در دیگر مخاطبان هم به همین صورت خواهد بود. در واقع این کتاب شامل چهار کتاب است و از چهار منظر می‌شود آن را بررسی کرد: ۱- سفرقهرمانی، ۲-  محیط زیست ۳- زنان ۴- افسانه‌ها و اساطیر و برای هر یک از این‌ها نیاز به ساختن زبان متفاوتی بود که هم برایم لذت‌بخش و هم چالش زا بود.

یونگین شهری در کره جنوبی است.