نظر متفاوت عین القضات همدانی درباره ابلیس
نظر متفاوت عین القضات همدانی درباره ابلیس
غلامرضا مستعلي پارسا در این کتاب تلاش کرده ضمن بیان نظریات عرفانی «عین‌القضات همدانی» (492-525 ق)، ارتباط ابلیس با نظام احسن را شرح داده است.

 «نظر عين‌القضات همداني درباره ابليس و ارتباط آن با نظام احسن»، در سال ۸۹ به قلم غلامرضا مستعلي پارساست از سوي نشر علم منتشر شد.

نويسنده در این کتاب تلاش کرده ضمن بیان نظریات عرفانی «عین‌القضات همدانی» (۴۹۲-۵۲۵ ق)، ارتباط ابلیس با نظام احسن را شرح داده است.

در نظر عین‌القضات، ابلیس داعی از حق و دربان عزت است، بنابراین متعلق به عالم دنیا نیست، اما آثار وجودی او می‌تواند در دنیا ظاهر شود و آن زمانی است که با آدمیان ارتباط برقرار می‌کند.

وی معتقد است اگر شیطان بر انسان سجده نکرده به آن علت است که ارادة خداوند بر آن بوده و این امر مقدمة زندگی انسان را در زمین فراهم آورده است که اگر چنین نمی‌شد، انسان نیز در زمین زندگی نمی‌کرد.

نويسنده طي چهار فصل به نظام احسن جهان هستي، بحث لغوي درباره واژه‌هاي ابليس و شيطان، ابليس در آيينه مذاهب (شامل مذهب زرتشت، دين يهود، آيين مسيح، اسلام) مقام ابليس پيش از خلقت آدم، ماجراي آدم و ابليس در قرآن و… مي‌پردازد. در فصل آخر كتاب «ابليس از ديدگاه عرفا» مورد بررسی قرار می گیرد.

در مقدمه این کتاب می‌خوانیم:
در جهان اسلام با ابلیس از دو موضع مختلف و شاید متضاد برخورد شده است. تقریبا همه علما و فقها و اکثر متصوفه به پیروری از قرآن و حدیث و از جنبه ارتباط ابلیس با انسان او را دشمن بشر و موجودی مطرود و شایسته طعن و لعن الهی دانسته و از او به خدا پناه جسته‌اند.

در این میان اما جمعی از متصوفه مانند عین القضات همدانی بر خلاف اعتقاد عمومی، برای ابلیس مقام والا و برجسته‌ای قائل شده و از وی به عنوان پاک‌ بازترین عاشق، پاسبان حضرت، سرور مهجوران و … یاد کرده‌اند. این گونه تلقی از ابلیس و مقام او، برخاسته از روی دیگر شخصیت ابلیس یعنی ارتباط او باخداست.

مسئله دفاع از ابلیس و پرداختن به جنبه ارتباط او با خداوند، در تاریخ تصوف اسلامی از حلاج آغاز می‌شود و پس از او به وسیله احمد غزالی، روزبهان بقلی و عین القضات همدانی و برخی دیگر، دنبال می‌شود.

در کتاب حاضر نظر عرفانی عین القضات درباره ابلیس و ارتباط آن با نظام احسن آشنا می‌شویم.